فاجعه پرداخت يارانه‌هاي نفتي

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران - سرويس مقالات
تاريخ 20/9/1381 ساعت: 45:22:12 كد خبر 05982 - 8109


دكتر محمد حسن قديري ابيانه، كارشناس مديريت امور استراتژيك معمولا با نگاشتن مقالاتي در خصوص يارانه‌هاي فرآورده‌هاي نفتي، اين پديده را فاجعه‌اي بزرگ مي‌داند و سعي دارد مسوولان را به اين مسأله متوجه كند.
به گزارش خبرنگار پژوهش‌هاي اقتصادي خبرگزاري دانشجويان ايران، آنچه در ذيل مي‌آيد، مقاله‌اي در اين خصوص است:


-------------------------------------------------------------------

اينجانب گاه در مقالات خود به آمار و ارقامي در رابطه با يارانه‌هاي فرآورده‌هاي نفتي اشاره مي‌كنم، تا مردم و مسئولين و نيز ارباب رسانه‌ها با ابعاد فاجعه پرداخت يارانه‌ها آشنا شوند و به فكر اصلاح وضعيت موجود بيفتند. اما برخي‌ها با توجه به بزرگي آمار ارائه شده، نسبت به صحت آمار ترديد مي‌كنند. برخي رسانه‌ها نيز با عبارت "قديري ادعا كرد" به ذكر آمار مي‌پردازند. برخي نيز تصور مي‌كنند كه ممكن است رسانه گروهي در ذكر آمار دچار اشتباه تايپي شده باشد.
آنها حق دارند نسبت به صحت آمار ترديد كنند، چون اگر آمار را باور كنند، بايد اذعان كنند كه در ايران اسلامي، به نام عدالت، چه ظلمي به اقشار محروم مي‌شود و هر گاه نيز مسئولين خواستار اصلاح وضعيت مي‌شوند، با مقاومت و مخالفت افكار عمومي مواجه مي‌گردند!
براي اينكه نمونه‌هايي از آمارها را ارائه كرده باشم، ذيلا به چند مورد اشاره مي‌كنم:
1. يك خودرو سواري كه روزانه به طور متوسط فقط 11 ليتر بنزين مصرف كند، يارانه‌اي كه بابت مصرف بنزين در ظرف يك سال از بيت‌المال عمومي دريافت مي‌كند، معادل قيمت واردات برنج براي مصرف 50 سال يك نفر است.
2. يارانه 5 سال مصرف بنزين به طريق فوق معادل 3 هزار دلار، يعني قيمت يك ماشين دوو است.
3. يك پاترول كه باك بنزينش 80 ليتر است، اگر فقط هر سه روز يكبار باكش را پر كند، يارانه‌اي كه ظرف دو سال از بابت مصرف بنزين دريافت مي‌كند، معادل قيمت واردات برنج براي مصرف 3 نفر در طول عمر 80 ساله آنها است.
4. يارانه‌اي كه به مصرف (فقط 6000 ليتر) گازوئيل شوفاژ يك خانه 180 متري در طول فقط يك زمستان تعلق مي‌گيرد، معادل قيمت واردات برنج براي مصرف 100 سال يك نفر است.
5. يارانه فرآورده‌هاي نفتي در طول يك سال معادل قيمت ساخت خانه طبق الگوي مسكن، به اندازه تمام خانه‌هاي تهران است.
6. اگر از زمان تولد حضرت مسيح (ع) تا كنون هر ساله در يك انباري نيم تن طلا انباشته مي‌شد و اين كار تا 1200 سال ديگر نيز ادامه مي‌يافت، ارزش مجموع آن طلاها برابر يارانه‌اي مي‌شد كه در ايران ظرف مدت فقط يك سال به فرآورده‌هاي نفتي اختصاص مي‌يابد و دود مي‌شود. اين در حالي است كه كل طلاي توليدي سالانه كشور از معادن غني طلاي موته اصفهان و مجتمع مس سرچشمه سالانه حدود 600 كيلو گرم است.
براي اينكه ناباوران نيز به وضعيت فاجعه آميز موجود پي ببرند، در اينجا ملاك انجام محاسبه‌هاي فوقالذكر ارائه مي‌گردد. مايلم از خوانندگان اين مقاله خواهش كنم كه اين آمار را باور نكنند و خود به محاسبه آن بپردازند. براي محاسبه آن نيز نيازي به دانستن علم اقتصاد نيست. بلكه دانستن چهار عمل اصلي، يعني جمع و تفريق و ضرب و تقسيم كفايت مي‌كند!
حال اطلاعاتي كه ملاك محاسبات فوق قرار گرفته‌اند ذكر مي‌گردد.
1. قيمت هر بشكه نفت خام صادراتي حدود 25 دلار است.
2. قيمت هر بشكه بنزين، نفت سفيد و گازوئيل حدود 32 دلار است. يعني براي واردات آن اين مبلغ از بودجه دولت كسر مي‌گردد و در صورت صادرات اين مبلغ به صندوق دولت واريز مي‌شود.
3. قيمت هر ليتر بنزين بدون احتساب حمل و نقل و توزيع، 20 سنت و با احتساب هزينه‌هاي حمل و نقل و توزيع 22 سنت مي‌شود.
4. بنزين در ايران ليتري 50 تومان يعني حدود 25/6 سنت ارائه مي‌گردد. بنابراين بابت هر ليتر بنزين با احتساب قيمت واقعي بنزين هر ليتر 22 سنت و در نتيجه يارانه هر ليتر آن 75/15 سنت مي‌شود. اينجانب در محاسبات خود، ميزان يارانه هر ليتر بنزين را فقط 15 سنت فرض كرده‌ام.
5. قيمت واردات برنج، بدون احتساب هزينه حمل و نقل بين 245 دلار تا حدود 450 دلار است. اينجانب در محاسبات خود قيمت برنج پاكستاني را كه 300 دلار در هر تن است ملاك محاسبه قرار داده‌ام. پس قيمت هر كيلو برنج وارداتي 30 سنت است.
6. با محاسبات فوق مي‌توان گفت كه يارانه هر دو ليتر بنزين، معادل قيمت واردات يك كيلو برنج است.
7. ميزان سرانه مصرف برنج در ايران حدود 38 كيلو در هر سال است. در محاسبات اينجانب مصرف سالانه هر نفر 40 كيلوگرم برنج فرض شده است.
8. بنابراين، كسي كه يك باك بنزين پاترول (80 ليتر) را پر ميكند، يارانه‌اي معادل قيمت واردات برنج مصرفي سالانه يك نفر دريافت مي‌كند!
9. اگر مصرف هر خودرو به طور متوسط 11 ليتر در هر روز باشد، مصرف بنزين او در يك سال، 4015 ليتر خواهد شد. چون يارانه هر دو ليتر بنزين معادل يك كيلو برنج است، پس يارانه مصرف بنزين براي يك سال، بيش از 2 تن برنج خواهد شد. اين مقدار 50 برابر مصرف سرانه سالانه برنج در ايران است. بنابراين مي‌توان گفت كه خودرويي كه به طور متوسط روزانه فقط 11 ليتر بنزين بزند، يارانه دريافتي آن در ظرف يك سال معادل قيمت واردات برنج مصرفي يك سال 50 نفر و يا 50 سال يك نفر است. به عبارت ديگر هر كس كه فقط يك ليتر در روز بنزين مصرف كند، سالانه معادل قيمت واردات 5/4 سال برنج مصرفي يك نفر، يا معادل قيمت واردات برنج براي مصرف يك سال يك خانواده يارانه دريافت مي‌دارد.
10. خودرويي كه 11 ليتر در روز بنزين مصرف كند، در يك سال بيش از 600 دلار و در ظرف 5 سال بيش از 3000 دلار يارانه مي‌گيرد. برخي از ماشينهاي خارجي، از جمله انواعي از دوو 3 هزار دلار قيمت دارند. پس مي‌توان گفت كه با احتساب قيمت خريد خارجي برخي از انواع ماشين‌هاي دوو، به قيمت جهاني (بدون احتساب ماليات و عوارض گمركي)، يك خودرويي كه فقط روزي 11 ليتر بنزين مصرف كند، يارانه‌اي كه ظرف 5 سال مي‌گيرد معادل قيمت يك ماشين دوو است!
11. اگر يك ماشين پاترول هر سه روز يك بار باك خود را پر كند (80 ليتر در هر بار)، بنزين مصرفي او در ظرف يك سال 9733 ليتر خواهد بود. با احتساب يك كيلو گرم برنج به عنوان يارانه هر دو ليتر بنزين، اين نتيجه حاصل مي‌گردد كه يارانه يك سال مصرف بنزين چنين خودرويي، معادل قيمت واردات 4866 كيلو گرم برنج است. با احتساب سرانه مصرف برنج كه 40 كيلو گرم در نظر گرفته شده است، مي‌توان گفت يارانه سالانه بنزين چنين پاترولي كه فقط هر 3 روز يكبار باك خود را پر كند، در هر سال معادل قيمت واردات برنج براي مصرف 120 سال يك نفر و يا 120 نفر در يك سال است. همچنين مي‌توان گفت كه يارانه بنزين چنين پاترولي در ظرف دو سال معادل قيمت واردات برنج براي مصرف 240 سال يك نفر و يا براي طول عمر 80 ساله 3 نفر است.
12. در حالي كه قيمت جهاني نفت سفيد و گازوئيل و بنزين تقريبا يكسان هست، در ايران گازوئيل و نفت سفيد بسيار ارزانتر از بنزين، يعني ليتري حدود 120 ريال عرضه مي‌شود. يعني در حالي كه دولت 150 تومان در هر ليتر يارانه براي بنزين مي‌دهد كه 300 در صد قيمت عرضه آن است، در مورد گازوئيل و نفت سفيد يارانه هر ليتر 188 تومان است، يعني يارانه هر ليتر گازوئيل و نفت سفيد 20 سنت و 1500 درصد قيمت عرضه آن است. پس يارانه سه ليتر گازوئيل و نفت سفيد معادل قيمت واردات 2 كيلو برنج است. در حالي كه نفت خام بشكه‌اي 25 دلار فروخته مي‌شود، دولت اين دو فرآورده را پس از تقبل هزينه حمل و نقل آن، هر بشكه 5/2 دلار در داخل و از جمله در مرزها عرضه مي‌كند و موجب مي‌گردد كه سود بيش از هزار درصدي نصيب قاچاقچيان بگردد. به همين لحاظ نيز نفت سفيد و گازوئيل و نيز بنزين ايران به همه كشورهاي همسايه، از جمله كشورهاي نفت خيز عربستان، كويت امارات، قطر، بحرين و ... قاچاق مي‌شود!
13. يك خانه 180 متري اگر شوفاژش با گازوئيل كار كند، به طور معمول در يك زمستان، مقدار 6 هزار ليتر گازوئيل مصرف مي‌كند. پس يارانه آن معادل قيمت واردات 4 تن برنج است كه معادل برنج مصرفي 100 سال يك نفر و يا 100 نفر در يك سال است. هر چه اين خانه بزرگتر از 180 متر باشد، يارانه بيشتري را از بابت مصرف گازوئيل به خود اختصاص مي‌دهد.
14. كل يارانه سوخت در يكسال معادل 13 ميليارد دلار يعني با احتساب هر دلار 8000 ريال، يعني بيش از 100 هزار ميليارد ريال است.
15. الگوي مسكن در تهران، مصوب شوراي عالي الگوي مصرف، 75 متر مربع در نظر گرفته شده است. اگر هزينه ساخت هر متر مربع از خانه را بدون احتساب قيمت زمين، يك ميليون ريال فرض كنيم، هزينه ساخت هر واحد مسكوني 75 متر مربعي حدود 75 ميليون ريال خواهد شد. پس هزينه ساخت يك ميليون واحد مسكوني، طبق الگوي مسكن در تهران، مبلغ 75 هزار ميليارد ريال خواهد شد، كه فقط سه چهارم ميزان يك سال يارانه سوخت در كشور است. به عبارت ديگر با مبلغي معادل يك سال يارانه سوخت مي‌توان بيش از يك ميليون و سيصد هزار واحد مسكوني ساخت كه اين مقدار تقريبا با تعداد واحدهاي مسكوني در تهران برابري مي‌كند! يعني ما در هر سال سالانه معادل ساخت خانه به تعداد تمام خانه‌هاي تهران را در اختصاص يارانه به سوخت دود مي‌كنيم. خسارات مادي چنين سياستي از وقوع زلزله مهيب 8 ريشتري در تهران بيشتر است!
16. قيمت هر گرم طلاي خام 18 عيار، بر اساس اطلاعات منتشره در جرايد مورخ 18/9/1380 ، 62500 ريال است. پس قيمت هر تن طلاي 18 عيار 5/62 ميليارد ريال مي‌شود. يارانه 100 هزار ميليارد ريالي كل سوخت در طول يك سال معادل 1600 تن طلا و بيش از 2666 سال توليد طلاي كشور است. به عبارت ديگر اگر از سال اول هجري تا كنون هر سال يك تن طلا در انباري قرار گيرد و 220 سال ديگر نيز اين روال ادامه يابد، مجموع ارزش طلاهاي اين انبار معادل يك سال يارانه سوخت در ايران خواهد بود.
17. مقدار 1600 تن طلا، معادل 3200 نيم تن است. 2002 سال از ميلاد حضرت مسيح (ع) مي‌گذرد. پس اگر از زمان حضرت مسيح (ع) تا كنون و از اكنون تا 1200 سال ديگر، هر ساله نيم تن طلا در انباري جمع مي‌شد، ارزش مجموع آن، معادل يارانه‌اي مي‌شد كه ما فقط در يك سال به يارانه سوخت اختصاص مي‌دهيم و آن را در اسراف در مصرف دود كرده و از دود آن نيز آسيب‌هاي جبران ناپذيري مي‌بينيم.
18. با احتساب 13 ميليارد دلار يارانه سالانه سوخت در كشور كه معادل بيش از 104 هزار ميليارد ريال مي‌باشد مي‌توان گفت كه يارانه هر روز سوخت در ايران، بيش از 6/35 ميليون دلار و حدود 5/28 ميليارد تومان است. يعني يارانه هر روز سوخت در كشور معادل هزينه ساخت يك سد بزرگ خاكي است.
اختصاص يارانه به اين نحو، كه در مورد بنزين، سهم ثروتمندترين‌ها از آن 40 برابر سهم فقيرترين‌ها است، ظلمي فاحش به محرومين، مردم، كشور، نظام، انقلاب و اسلام است و هيچكس حق ندارد به نام دلسوزي براي اقشار آسيب پذير از ادامه اين روند دفاع كند.
آيا واقعا بهترين راه هزينه كردن ثروت كشور، اختصاص يارانه به مواد سوختي است؟ آيا راه بهتري براي هزينه كردن اين سرمايه كلان وجود ندارد؟
حال با توجه به آمار و ارقام فوق چه كسي مي‌تواند از ادامه اختصاص يارانه به سوخت دفاع كند و در روز قيامت، از پل صراط به سلامت عبور نمايد؟









/ 1 نظر / 18 بازدید
سيد فتح الله صدري زاده

جناب آقاي دكتر محمد حسن قديري ابيانه با سلام سايت شما داراي مطالب ارزشمندي است . با اجازه شما به آن لينك دادم تا بازديدكنندگان بيشتري از آن استفاده كنند.موفق باشيد.