نقدي بر مدافعات عباس عبدي

به قلم: دكتر محمد حسن قديري ابيانه، كارشناس مديريت امور استراتژيك
http://Ghadiri.persianblog.ir
Ghadiri@email.com
6/10/1381
--------------------------------------


عباس عبدي در جلسه دادگاه مورخ 4/10/1381 متني را به عنوان دفاعيات خود قرائت كرد. در قسمتي از اين متن در ارتباط با خروج از حاكميت كه خود او طراح آن بوده است تاكيد مي كند كه: "در خصوص وجه عمل خروج از حاكميت معتقدم كه موجب كاهش اعتبار كشور و مشروعيت آن مي شود و شرايط را براي مداخله بيگانگان و افزون طلبي آنان فراهم مي كند و بايد از آن پرهيز كرد. "
وي در جملاتي، قبل از جملات فوق، در توجيه طرح خود مبني بر خروج از حاكميت آورده است: "آنان كه مطالب را پيگيري مي كنند مي دانند كه بارها عنوان كرده ام پذيرش اين ديدگاه منجر به نقض آن خواهد شد و زمينه را براي سازش و تفاهم فراهم مي كند و اين مساله را بارها به مطبوعات گفته ام، به عبارت ديگر اين ديدگاه نگرشي بازدارنده است و اگر چنين نبود، در موضوعيتي براي ارايه ديدگاه هاي مبتني بر سازش و تفاهم وجود نداشت و اگر فرد يا افرادي خروج از حاكميت را به منزله يك رفتار ضروري و آني و تحقيق علمي در شرايط كنوني و نه به عنوان يك نگاه و ديدگاه بازدارنده تبليغ مي كنند، مسئوليت آن متوجه خودشان است."
عبدي در متن قرائت شده خود، در باره طرح شعار "حاكميت دو گانه" مي گويد: "چنين شعاري به لحاظ سياسي ميتواند مرزبندي نيروها را مخدوش و فشار به نظام را افزايش و موجب ايجاد شكنندگي سياسي و مداخله بيگانه شود."
در جاي ديگري از همين نامه، عبدي در باره موضوع "رفراندوم" مي گويد: " بايد بگويم كه با رفراندوم ساختار شكن مخالفم و آنرا در جهت فروپاشي مي دانم".محورهاي فوق، يعني طرح "خروج از حاكميت، حاكميت دو گانه و رفراندوم" كه همه شعارهاي همفكران عباس عبدي است، بنا بر اظهارات خود او شرايط را براي "مداخله بيگانگان" و "افزون طلبي" و "فروپاشي" فراهم مي آورد.
او در اظهارات خود تاكيد مي كند كه در مورد "وجه عمل خروج از حاكميت معتقدم كه موجب كاهش اعتبار كشور و مشروعيت آن مي شود و شرايط را براي مداخله بيگانگان و افزون طلبي آنان را فراهم ميكند".
اين خطر چيزي نيست كه او و دوستانش تازه آن را كشف كرده باشند و در زندان به آن رسيده باشند. منتهي او تاكيد مي كند كه در حقيقت نيت آنها از طرح اين موضوع، چانه زني و در نتيجه تحميل سازش بر حاكميت براي تن دادن به خواسته هاي آنها بوده است. به عبارتي ديگر چنين شعارهايي را داده اند تا حاكميت اسلامي از ترس مداخله و فزون طلبي بيگانگان، به خواسته هاي امثال عباس عبدي تن بدهد.
در اينجا روشن مي شود كه اين شعارها در راستاي سياست "فشار از پايين و چانه زني از بالا" است. حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا به فرض قبول ادعاي عبدي در نيت سازش يا چانه زني، آيا گروه هاي سياسي حق دارند به اموري متوسل شوند كه زمينه سوء استفاده دشمن قدار براي مداخله نظامي و افزون طلبي و فروپاشي نظام اسلامي كه حضرت امام (ره) آنرا بنيان گذاشتند و صدها هزار شهيد خون خويش را براي آبياري آن فدا كرده اند؟! آيا طرفداران چنين استراتژياي حق دارند خود را خط امامي و طرفدار مردم بنامند؟!!
آقاي عبدي و امثال او به فرض صحت ادعايش مبني بر نيت سازش و چانه زني، در حقيقت اين تحليل را ارائه مي دهند كه با فراهم آوردن زمينه مداخله بيگانگان و افزون طلبي آنان مي خواسته اند حكومت را وادار كنند تا با توجه به خطر مداخله نظامي بيگانه و تجزيه كشور، امتيازاتي به آقاي عبدي و هم گروهي هايش بدهد.
مردم از هيچ گروهي نمي پذيرند كه تماميت ارضي و استقلال كشور و امنيت ملي و جان و ناموس مردم را در معرض خطر تعرض و تجاوز و افزون طلبي بيگانگان قرار دهد تا از حاكميت امتيازاتي را براي منافع نامشروع خود بگيرد!
هيچ گروهي حق ندارد كه وزنه قصد و نيت دشمن براي مداخله نظامي و افزون طلبي بيگانگان را در كفه ترازوي خود قرار دهد تا وزنه كفه خويش را سنگين تر كند و از بابت آن امتياز بخواهد!
در ديدگاه عبدي و يارانش، هر چه تهديد دشمن جديتر و خطر تجاوز دشمن و تجزيه كشور نزديكتر باشد، زمينه براي چانه زني مناسبتر است. به همين دليل وقتي مسئولين كشور با اشاره به تهديدات خارجي و حضور نظامي دشمن در مرزهاي ايران و تهديداتي علني و مكرر نظامي و حتي تهديد به حمله اتمي آنان عليه ايران، بر ضرورت وحدت و انسجام ملي تاكيد مي كنند، امثال عبدي و هم حزبي هايش اين وضعيت تهديد آميز و خطر آفرين را مناسبتر يافته و بيش از پيش بر طبل شعار حاكميت دوگانه، رفراندوم و خروج از حاكميت مي كوبند.
واقعيت اين است كه عبدي و همقطاران او با اين روش و تحليل خود ثابت كرده اند كه براي ملت و كشور و نظام و منافع ملي و امنيت ملي اهميتي قائل نيستند و فقط به كسب قدرت مي انديشند.
تازه اين در صورتي است كه فقط از اين حركات نيت چانه زني و امتياز گيري از حاكميت را داشته باشند. انجام نظر سنجي مخفيانه براي آمريكايي ها در مورد ديدگاه خلبانان شكاري و نيروگاه اتمي براي كشوري كه تهديد به تجاوز به ايران و نيز تهديد به انهدام نيروگاه هسته اي كرده است و ارائه اطلاعات سري ايران به بيگانگان نمي تواند فقط در راستاي استفاده از تهديد نظامي بيگانگان عليه ايران براي پيشبرد اهداف باشد، بلكه نشان مي دهد كه هدف از طرح شعارهايي مثل "رفراندوم"، "حاكميت دوگانه" و "خروج از حاكميت" به منظور زمينه سازي براي تحقق تهديد و تجاوز و فروپاشي نظام از طريق مداخلات نظامي آمريكا است، تا شايد در چنين شرايطي، سهمي هم به خود باختگان و خائنان به آرمانهاي حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامي اين ملت برسد.
بررسي رابطه زماني طرح اينگونه شعارها با طرح همين محورها در راديو آمريكا، راديو اسرائيل و راديو بي بي سي كه خط دهنده آنها سازمان هاي جاسوسي سيا، موساد و اينتليجنت سرويس هستند، نشان مي دهد كه چگونه صداي سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و انگلستان در حلقوم برخي از افراد و احزابي در ايران تكرار مي گردد كه ادعاي حمايت از مردم سالاري را دارند، ليكن در واقع اعتقادي به مردم ندارند و فقط به مطامع نامشروع و قدرت طلبانه خويش مي انديشند.
دادگاه بايد اين پرونده را به دقت مورد رسيدگي قرار دهد و حقايق اين پرونده را براي مردم كشورمان بيان كند. به ويژه مناسب است در كشف اين مسئله نيز بكوشد كه علاوه بر محورهاي فوق الذكر، رابطه اين افراد با سازمان هاي خارجي براي تخريب چهره و وجهه شخصيت هاي درجه يك نظام در اذهان عمومي ايران كه بخش قابل توجهي از فعاليت هاي امثال آقاي عباس عبدي را تشكيل مي داده و در راستاي جنگ رواني دشمن بوده چيست؟
افشاي اين حقايق و آگاه سازي افكار عمومي از مسائل پشت پرده، براي تحكيم امنيت ملي امري مفيد و ضروري است و بسياري از توطئه ها را خنثي خواهد ساخت و درسي خواهد بود به خصوص براي كساني كه فريب اين شعارها را خورده و احيانا ندانسته در راهي قدم گذاشته اند كه فقط خصم بيگانه بهره آن را مي برد.


والسلام


/ 0 نظر / 17 بازدید