به مناسبت شناسايی مقصرين فاجعه نيشابور

به نام خدا<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فرهنگ قاتل

به مناسبت شناسایی مقصرین فاجعه نیشابور

www.Ghadiri.org

در انفجار واگن های قطار در نیشابور دهها نفر از هموطنان بیگناه عزیزمان کشته و صد ها نفر زخمی شدند. یک مصیبت واقعی. یک قتل عام بزرگ.

حادثه از فرار واگنها از ایستگاه قطار شروع شد و به فاجعه ای بزرگ ختم گردید.

بررسی های کارشناسی با استناد به مقررات سير و حركت راه اهن نشان داد  9 نفراز پرسنل راه اهن خراسان در اين سانحه به عنوان عوامل موثر در عدم مهار كافيواگنها مقصر شناخته شدند.

كميسيون بررسي سوانح راه اهن در گزارش خود آورده است که:

باتوجه به ازمايش شبيه سازي فرارواگن ها كه توسط كميسيون مزبور و با حضور نمايندگان سازمانهاي مختلف رسيدگي كنندهبه موضوع از جمله نمايندگان وزارت اطلاعات / سازمان بازرسي كل كشور و مقامات قضائياستان انجام شد و با عنايت به محاسبات فني انجام شده / در صورت عمل به حداقل مواردتصريح شده در مقررات پيرامون واگن هاي متوقف در ايستگاه به هيچ وجه امكان فرار واگنها وجود نداشته است. بدين لحاظ كميسيون ضمن توجه به ساير مدارك و شواهد و همينطوربازجوئي هاي انجام شده / مهار نكردن و نبستن كامل ترمزهاي دستي واگن ها و قرارندادنكامل و صحيح كفش خط زيرچرخ واگنها توسط مامورين ذيربط را محرز و عامل اصلي فراراعلام مي نمايد.

آری تعدادی از کارکنان معمولی راه آهن در انجام وظیفه خود سهل انگاری کردند و این همه مصیبت به بار آمد. اما این سهل انگاری نتیجه چه امری است؟

به نظر من آنها دچار یک بیماری حاد و مزمن و خطرناک هستند و این بیماری خطرناک ضعف فرهنگ و وجدان کاری است. ضعف و بیماری ای که بسیاری از افراد کشور ما دچار آن هستند و کشور ما از آن رنج می برد.

مگر آن مکانیکی که در تعمیر ماشین کوتاهی می نماید و یا آن کارگری که در محکم بستن پیچ چرخ های ماشین های تولیدی دقت لازم را به خرج نمی دهد، نمی دانند که این کار آنها ممکن است سرنشینان یک خودرو را با تصادف و مرگ مواجه کند؟!

مگر کسی که چرخ ماشین را باد می کند ورعایت استاندارد را در میزان باد چرخ ها رعایت نمی کند نمی داند که این سهل انگاری او می تواند در اوج سرعت، موجب ترکیدن لاستیک و چپ کردن خودرو پر از سرنشین شود؟!

مگر آن تولید کننده و توزیع کننده ترمزهای تقلبی ماشین و یا روغ ترمز تقلبی نمی دانند که سلامت ترمز برای به سلامت رسیدن خانواده ها ضروری است؟!

مگر آن پرستار نمی داند که کوتاهی او می تواند منجر به مرگ بیمار شود؟ مگر آن مامور نظافت بیمارستان نمی داند تعلل او می تواند بیمارستان را به محل پرورش میکروب ها و بیمارتر شدن بیماران تبدیل کند؟

مگر آن جوشکار ساختمان نمی داند که بی توجهی او به انجام دقیق کار می تواند ساختمان را در شرایط دشوار با ویرانی مواجه کرده و ساکنین آن را زیر آوراها دفن کند؟

مگر آن مهندس ناظر نمی داند که کوتاهی در نظارت او می تواند منجر به مرگ ساکنین ساختمانی شود که او مسئول نظارت بر آن است؟

مگر آن کس که چراغ قرمز رد کردن را زرنگی می داند نمی داند که اینکار می تواند موجب بروز خطر برای سایرین و البته خود او شود؟

مگر آنکس که مراتب در خیابان با ماشین خود بوق می زند نمی داند که اینکار او مزاحمت برای دیگران است؟

مگر آنکس که برای سود بیشتر داروهای کمیاب را از دسترس مردم خارج می کند نمی داند که اینکار می تواند منجر به مرگ بیمارانی شود که فرصت و یا تمکن مالی لازم را برای تهیه آن دارروها در بازار آزاد ندارند؟

چرا باید ساعت کار مفید در ایران اینقدر پایین باشد؟

حادثه نیشابور نتیجه ساعت مفید کاری پایین کارکنان راه آهن و نتیجه ضعف فرهنگ و وجدان کاری انان است.

چرا باید ساعت مفید کاری در ایران یکی از کمترین ها در جهان باشد؟ چرا باید برای جان انسان ها اینقدر کم اهمیت قائل باشیم؟ چرا برای رساندن یک مصدوم به بیمارستان اینقدر مشارکت عمومی کم است؟ اگر بگویند این افراد برای جان خود نیز ارزش قائل نیستند گزافه نگفته اند! مگر نه اینکه بستن کمربند ایمنی برای سلامت خود افراد است؟ پس چرا مردم در ایران از بستن کمربند ایمنی طفره می روند؟!

متاسفانه مردم عادت دارند همه چیز را از چشم مسئولین ببیند! نمی گویم مسئولین نقش و تقصیری ندارند. بلکه مردم نباید کوتاهی های خود را نادیده بگیرند.

کشور ما به شدت نیازمند تقویت فرهنگ و وجدان کاری است. اما آیا برای اینکه شاهد تکرار  فجایعی مثل حادثه نیشابور نباشیم باید منتظر تقویت فرهنگ و وجدان عمومی بود؟!

اخیرا معاون راهنمایی و رانندگی کشور اعلام کرد که افزایش جریمه ها منجر به کاهش 14 درصدی کلیه تخلفات رانندگی شده است که کاهش 40 درصدي سرعت غير مجاز و 30 درصدي سبقت غير مجاز از بارزترين موارد تأثير افزايش جرايم بر کاهش تخلفات راهنمايي و رانندگي بوده است. 

در خبرها آمده بود که طي مدت 2 ماهه اجراي جرايم جديد راهنمايي و رانندگي از 15 آذر تا 15 بهمن، تعداد کشته‌شدگان در صحنه تصادف 30 درصد و تعداد مجروحين نيز 20 درصد کاهش يافته است. همچنين تصادفات فوتي 25 درصد، تصادفات جرحي 21 درصد و تصادفات خسارتي حدود 22 درصد نسبت به دو ماهه پيش از اجراي  جرايم جديد، کاهش يافته است.

این همه دستاورد نتیجه افزایش جرایم است. متاسفانه برای بسیاری از افراد اطلاع و فهم فایده یک موضوع برای رعایت آن کفایت نمی کند و عادت دارند فقط با جریمه به مصلحت عمومی تمکین کنند.

در رابطه با وجدان کاری چه باید کرد؟ آیا فقط آن 9 نفر کارکنان راه آهن که کوتاهی های آنها صدها تن را به قتلگاه فرستاد باید مجازات شوند؟!

با دیگر کارکنان دولت که ساعات مفید کاری آنها کم است و نسبت به انجام وظایف خود کوتاهی می کنند چه باید کرد؟ آیا بهتر نیست که اینگونه افراد تصفیه شوند؟!

باید برای این مشکل چاره ای اندیشید. قطعا برخورد های قانونی و مجازات ها کفایت نمی کند، اما امری لازم است. کار فرهنگی یک ضرورت انکار ناپذیر است. اما فقط نمی توان به آن تکیه کرد. اینجانب معتقدم باید افراد کم کار و کسانی که ساعات مفید کمی دارند و رعایت دقت، جدیت و تلاش در ساعات کاری را نمی کنند، حداقل باید از گردونه کار دولتی خارج شوند.

البته باید با تخلفات بخش خصوصی نیز به جد برخورد کرد.

اما چرا در دستگاه های دولتی کم کاری و ضعف وجدان کاری و بی توجهی به حقوق ارباب رجوع وجود دارد و فرهنگ و وجدان کاری در بسیاری از این کارکنان پایین است و ساعات مفید کارکنان دولت یک فاجعه محسوب می گردد؟!

بنده امنیت کاذب شغلی را دلیلی از دلایل این وضعیت می دانم. استخدام مادام العمر و اطمینان از اینکه حتی در صورت کم کاری، تغییری در وضعیت آنها پیش نمی آید، ریشه بروز این مشکلات است؟

من معتقدم باید این استخدام مادام العمر را لغو نمود. استخدام رسمی باید ملقی و یا بسیار محدود شود. استخدام ها باید به سمت استخدام قرادادی پبش برود. هر کس ساعت مفید کاری  کمی دارد  و یا در انجام وظایف محوله ناکارا است، باید جای خود را به افراد شایسته تر و کاری تر بدهد.

کار در دستگاه دولتی برای خدمت رسانی به مردم است و هر کس که در این راه کوتاهی کند نباید از بیت المال بهره برد.

طرح دولت برای لغو استخدام دولتی و جایگزینی آن با قرار دادهای موقتی طرحی بود که می توانست علی رغم ضعف هایش برای این منظور مفید واقع گردد.

در پایان لازم است این را هم اضافه کنم که 9 نفر از کارکنان راه آهن اگر می دانستند که کوتاهی آنها منجر به قتل عام مردم خواهد شد، حتما نهایت تلاش خود را برای انجام وظیفه خود می کردند. اما مگر فقط باید وقتی از بروز فاجعه مطمئن هستیم در کار خود دقت کنیم؟! سهل انگاری با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. مجلس هفتم شورای اسلامی می تواند و باید برای تغییر وضعیت موجود چاره ای بیاندیشد.  

                                                                      والسلام

/ 0 نظر / 17 بازدید